گزارشی از یک خبر حاشیه دار

ما خبرنگارها گاهی اوقات برخی سوال ها را نمی پرسیم چون حال و حوصله یا اعصاب حاشیه های آنها را نداریم. اما جوگیر خبر شدن، گاهی اوقات باعث می شود که این قاعده خبرنگاری را از یاد ببریم و البته در واقع اسیر این قاعده شدن، در واقع به معنی عبور از دوران خبرنگاری و وارد شدن به دوران خبرنویسی است.

دیروز، وقتی برای نشست خبری سردار جزائری، معاون ستاد کل نیروهای مسلح، به سمت مقر سپاه قم می رفتم، فکر می کردم که یک نشست معمولی با سوالات معمولی برگزار می شود و حداکثر فایده این نشست، تجدید بیعتی با آرمان های سپاه و بسیج است و خسته نباشیدی به دوستان سپاه قم.

همه چیز معمولی پیش می رفت تا اینکه موقع سوال کردن از معاون ستاد کل نیروهای مسلح شد و من به طور غریزی، مهم ترین موضوع امنیتی کشور از دید خودم را پرسیدم: صحت و سقم آزاد شدن 5 سرباز ایرانی گروگان گرفته شده در پاکستان.

هنوز هم این یک سوال معمولی بود که پاسخ اطلاع ندارم از این مسئله یا هنوز مشخص نیست سردار، باعث می شود تا حتی ارزش اشاره کردن در خبر را نیز از دست بدهد اما پاسخ معاون ستاد کل نیروهای مسلح که تایید آزاد شدن سربازان ایرانی بود، همه چیز را عوض کرد.

حالا دیگر ما خبرنگاران حاضر در نشست خبری، یک خبر درجه یک یا تاپ داشتیم که باید آن را به سرعت به رسانه ها می رساندیم. البته سردار در ادامه سخنان خود به مسائل مهم دیگری نیز اشاره کرد اما هیچ کدام از این مسائل به اندازه تایید خبر آزادی سربازان ایرانی، مهم نبودند.

قبل از اینکه خبر را برای خبرگزاری بخوانم، خلاصه ای از خبر را به صورت خبر فوری یا برکینگ نیوز، از طریق اکانت توییترم منتشر کردم که به سرعت توسط برخی از اکانت های مطرح توییتر، بازنشر شد و در واقع انتشار این خبر در فضای مجازی، قبل از انتشار آن در خبرگزاری ها، صورت گرفت.

دقایق به کندی گذشتند و مصاحبه سردار جزائری تمام شد و من و برخی از خبرنگاران، در حالی که روی صندوق عقب ماشین من، لپ تاپ ها را پهن کرده بودیم، خبر را ادیت و ارسال کردیم و بدین شکل یک بمب خبری در فضای رسانه ای، منفجر شد.

دقایقی بعد از ارسال خبر، از دفتر مرکزی خبرگزاری با من تماس گرفتند و از من خواستند تا عین کلمات معاون ستاد کل را دوباره تکرار کنم زیرا چنین خبری، حتما باید با تایید و صدا همراه باشد. من نیز عبارت ها را تکرار کردم و مسئولین رده بالای خبری از تایید خبر مطمئن شدند و این چنین، خبر در تیتر خبرگزاری تسنیم قرار گرفت.

خبرگزاری فارس نیز همان موقع خبر را منتشر کرده بود و خبر آنها نیز در تیتر اصلی جای گرفته بود.

واکنش های فضای مجازی، زیرنویس شبکه خبر و انتشار زنجیره ای خبر یک طرف و خوشحالی از آزاد شدن 5 سرباز ایرانی در طرف دیگر قرار داشتند.

لحظات هیجان انگیزی بود زیرا خبر کوچکی از یک نشست خبری معمولی در یک شهرستان دور از پایتخت، به خبر اول رسانه ها تبدیل شده بود و همه اینها به خاطر سوالی بود که من پرسیده بودم. اما شیرینی این لحظات خیلی طول نکشید و تماس تلفنی یکی از دست اندرکاران نشست خبری، باعث شد تا به صحت خبر شک کنیم.

در این گونه موارد، رسانه ها، پروتکلی برای تایید خبر از یک منبع دیگر دارند اما به دلیل درجه بالای معاون ستاد کل، ظن این که خبر تایید شده از سوی وی، به تایید دیگری نیاز داشته باشد، نرفت و مدیران خبرگزاری تصمیم به انتشار آن گرفتند.

ساعت های بعد از این، پر از استرس بودند و من تنها راه چاره را، خصوصا پس از فرستادن صدای سوژه خبر برای دفتر مرکزی خبرگزاری، در راه رفتن و برنامه های طبیعت گردی می دانستم اما ساعت 9 شب که طبیعتی وجود نداشت لذا به میان خاک و سنگ ناشی از خراب کردن پل جاده اراک قم رفتم و تا پاسی از نیمه شب، در حالی که گوشی تلفن همراهم خاموش شده بود، در جلسه مدیران شهری و استانی قم شرکت کردم.

فکر می کنم چه من به عنوان خبرنگار کار اشتباهی نکردم و مسئولیت پاسخ به سوال، به عهده من نیست، تنها مسئولیت نقل کامل پاسخ یک سوال به عهده من است و من این کار را به خوبی انجام دادم اگر چه دیگر در چنین نشست هایی، از این مدل سوال ها نخواهم کرد!

 

2 دیدگاه در “گزارشی از یک خبر حاشیه دار

  1. مرسی از گوگل اولندش که نشونی خونه ی منو داد به شما
    دومندش مرسی از شما که کلیک کردیدو اومدید خونه ی من قدمتون سبز سید جان باز هم سر بزنید :)

پاسخ دادن به خانوم فــ لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>