بازدید از متروی در حال ساخت قم (۹)

در پیچ و خم متروی در حال ساخت قم

امروز فرصتی پیش آمد تا به دعوت شهرداری قم، همراه با معاون برنامه ریزی و اشتغال استاندار قم و رئیس سازمان قطار شهری، از پروژه در حال ساخت متروی قم بازدید کنم.

اندکی دیر رسیدم و وسیله نقلیه حامل خبرنگاران وارد تونل شده بود. البته به جز خبرنگار صدا و سیما و فیلم بردار وی، خبرنگار دیگری با این وسیله نرفته بود. دو خبرنگار که خانم بودند و داخل تونل نشده بودند و یکی از دوستان نیز دیر رسیده بود.

به من هم گفتند که مسیر طولانی ای را باید پیاده بروی اما من که نمی توانستم از این فرصت تونل گردی آن هم تنها، بگذرم، پای پیاده به راه افتادم و مسیر ۱۷۳۷ متری ساخته شده را ـ که البته من ۱۵۰۰ متر آن را پیمودم ـ پیاده رفتم.

از پیچ تونل که گذشتم و روشنایی روز که ناپدید شد، هولی در دلم افتاد. سگمنت های سیمانی من را محاصره کرده بودند اگر چه تنفس مشکل نبود، اما به هر حال تک و تنها بودم. هر از چند گاهی صدایی از نوار نقاله بالای سرم که گل و لای حفاری را بیرون می برد، بلند می شد و سبب می شد که من فکر کنم هم اکنون یک وسیله نقلیه از پشت به من حمله می کند.

به قول شاعر، به تنهایی، به چه حالی از این ۱۵۰۰ متر گذشتم و به دستگاه حفاری رسیدم. آقای سبزعلیان، از مسئولین روابط عمومی شهرداری قم و برخی دیگر تعجب کرده بودند که چطور من به تنهایی دست به این پیاده روی زده ام و خودم هم اگر می دانستم این قدر راه هست، شاید نمی آمدم.

کار جالبی انجام شده بود و در روز ۲۵ متر تونل جدید را می کنند و محکم می کنند و سگمنت هایش را نصب می کنند و جلو می روند و اگر همین طور پیش بروند، با احتساب ۳۰۰ روز کاری، در یک سال، ۶ کیلومتر یا با تخفیف ۵ کیلومتر را می توانند حفر کنند و در عرض دو سال حفاری ۱۰ کیلومتر مکانیزه به پایان می رسد.

در برگشت سوار وسیله نقلیه ای شدیم که اگر چه سرعتش همانند پیاده رفتن بود اما حداقل گروهی بود و دیگر وهم این که الان سرم را زیر آب می کنند، وجود نداشت.

متروی قم از دفعه قبل که از آن بازدید کردم، متحول شده بود. نظام ایمنی به خوبی مستقر شده بود و البته TBM هم که یواشکی از بلغارستان و شهر صوفیا به قم آورده شده بود، به خوبی در حال کار بود. آقایان قول داده اند که سال ۹۷ در صورت استمرار جریان پول، خط A قطار شهری را تحویل دهند، امید که بتوانند!

تونل مترو امروز به نزدیکی میدان کشاورز و ایستگاه نخست خود از آن سمت رسیده بود و موقع برگشت با خودم فکر می کردم اگر مردم نیروگاه بدانند که زیر پایشان چه خبر است، چه حالی می شوند!

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>